عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

296

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

افتاده تو را نظر مى كردند نظر كردن خوار بسوى عزيز مقتدر گفت بارك اللّه غلام ديگر بگو گفت : أحيائهم خزى على أمواتهم ألميّتون فضيحة للغابر : زندهء ايشان بر مردگانشان باعث خوارى و مردهء ايشان بر زنده افتاده ايشان سبب ننگ و رسوائى است ابن عبّاس گفت غلام خدا تو را بركت دهد ديگر بگو گفت يوم القيمة يسكنون جهنّما ، بئس المصير لكلّ عبد فاجر : روز قيامت همهء آنها در دوزخ ساكنند ، و دوزخ بد بازگشتنگاهى است براى هر بندهء بدكارى ابن عبّاس گفت به به احسن بارك اللّه غلام باز هم اگر دارى بيار گفت ذكروا النّبىّ خصيمهم مع حيدر نعم الخصيم غدا و خير النّاصر : گفت پيغمبر و حيدر دو دشمن خودشان را ياد مى كردند در صورتى كه پيغمبر براى آنها خوب دشمنى است و على كه ياور پيغمبر است خوب يارى است مر او را ابن عبّاس پيرمرد نابينا كه از بيانات غلام بوجد و شور افتاده بود گفت غلام خدا تو را بركت دهد برو كه در راه خدا آزادى و اين قسمت را مرحوم محدّث قمى از مروّج الذّهب مسعودى و منتخب طريحى بجزئى اختلاف در تحفة الأحباب آورده است ) ( الفصل الخامس عشر ) حرف الألف بلفظ إنما ممّا ورد من حكم أمير المؤمنين علىّ بن أبي طالب عليه السّلام فى حرف الألف بلفظ إنّما قال عليه السّلام : ( فصل پانزدهم ) از آنچه كه وارد گرديده است از حكمتهاى حضرت امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام در حرف الالف بلفظ إنّما آن حضرت ( ع ) فرمودند 1 إنّما الحلم كظم الغيظ و ملك النّفس : براستى كه بردبارى فرو خوردن خشم و بدست آوردن نفس است . 2 إنّما الحزم طاعة اللّه و معصية النّفس : براستى كه دورانديشى فرمان خداى را بردن و نفس را نافرمانى كردن است . 3 إنّما النّاس رجلان متّبع شرعة و مبتدع بدعة : براستى كه مردم دو گروه‌اند يكى پيرو راه شرعى و يكى پديد آرندهء بدعتى ( آنكه پيرو راه شرعى است ببهشت و آنكه زنده كننده بدعتى است بدوزخ خواهد رفت )